آوا آوا ، تا این لحظه: 16 سال و 2 ماه و 4 روز سن داره

آوا خانم نازنازی

چه زود می گذرد ثانیه ها. . .

1390/6/14 9:58
نویسنده : مامانی
534 بازدید
اشتراک گذاری

1

2

3

 یه سال گذشت. عید فطر پارسال تو هنوز یه ماهتم نشده بود .

یک سال گذشته...

حالا تو ٨ تا دندون در آوردی ... راه میری... وقتی برات کتاب می خونم چند دقیقه گوش میدی ، بعد کتابو ازم میگیری و با انگشتای کوچولوت روی عکسای کتاب اشاره می کنی و نامفهوم شروع به خوندن میکنی ، خندم میگیره ، آخه سعی میکنی دقیقا با لحن من بخونی...وقتی دارم بهت غذا میدم وقتی تشنت میشه لیوانتو ور میداری میدی دستم که بهت آب بدم... وقتی میگم دستتو بده برات لی لی حوضک بخونم دستاتو میاری جلو و می خندی...وقتی برات اتل متل توتوله می خونم با ذوق تمام یه ریز میزنی روی پاهات... وقتی میگم دماغت کو دماغ منو می گیری میخندی... عاشق موبایل منی. دوست داری همش برات آهنگ بذارم و میخندی و دست میزنی اماتمام زنگ موبایلامونو از آهنگ تشخیص میدی... وقتی از خواب بیدار میشی به جز موقع غذا خوردن دائم در حال راه رفتنی...وقتی میبرمت حموم زیر دوش چنان بال بال میزنی و از ته دل ذوق می کنی و جیغ میکشی که بیا و ببین...      نمی دونی چقدر لذت میبرم وقتی دستتو میگیرمو کنارم تاتی تاتی راه میایی... نمیدونی چه حالی میکنم وقتی هرجا میرم دنبالم میدویی...امروز  کلی از دستت خندیدم ، داشتم خونه رو تمیز می کردم  از این اتاق می رفتم تو اون اتاق و از اون اتاق میرفتم تو حال و تو هم هر جا می رفتم دنبالم می اومدی تا به من می رسیدی من کارم تموم شده بود و رفته بودم یه جای دیگه ، تا میرسیدی تو اتاق مجبور بودی بیای بیرون. خلاصه همش در رفت و امد بودی... راستی کلی هم امروز گریه کردم.  پات سر خورد و افتادی روسرامیک و لثه ولب بالاییت خون اومد. خیلی گریه کردی ، منم خیلی گریه کردم . عزیزم منو ببخش که مواظبت نبودم.

خلاصه که جونم برات بگه دخملکم... روز به روز داری بزرگتر میشی و من روز به روز دارم از داشتنت بیشتر لذت می برم.

خدا رو شکر میکنم که تو رو دارم ... بهانه زندگی من...

 

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (12)

مریم مامان امیر علی
11 شهریور 90 18:25
سلام خواستم یک سلامی بگم و اینکه متن قشنگی نوشتی از دور می بوسمتون


سلام از ماست عزیزم.
مامان سانای
12 شهریور 90 7:08
دستت درد نکنه مامان مهربون وبلاگ قشنگی درست کردی با این همه مشغله کاری ،درس ،خانه داری وبچه داری خیلی سخته به ما هم سر بزن


ممنونم عزیزم حتما سر می زنم.
سحر
12 شهریور 90 12:05
ووووووووویییییییییییییییییییییییییییی آوا جونم خانم شدی خاله ایشالا 120 ساله شی گلم
بوسسسسسسسسسسسسسس


میسی خاله سحر ایشالا آراد جون به سلامتی به دنیا بیاد.
zari
13 شهریور 90 18:10
manam omadam begam ke kheili dokhtare mahi darin. manam be dashtane savinaaye golam eftekhaar mikonam , matne ghashangi bod lezat bordam.


mamnonam azizam shoma lotf darin.
مامان نريمان
14 شهریور 90 1:32
من دلم آوا ميخواااااااااد يه عالمهههههه


خوب اومدی شمال بیا خونمون دیگه خاله جونییییییییییی.
نوشین
14 شهریور 90 11:36
سلام. ممنون از لطفتون

خواهش عزیزم.
عاطفه
14 شهریور 90 13:56
سلام عاطفه جون
روز به روز دخملت خوشگلتر میشه
نازی خدا حفظش کنه

ممنوم عزیزم.
مامان ملیکا
14 شهریور 90 18:53
سلام
خدا واست حفظش کنه یه عالمه بووووووووووووووووووووووووووووووووس
من شما رو لینک کردم لطفا شما هم منو لینک کنید


حتما عزیزم.
مامان ماهان
15 شهریور 90 8:08
متن خیلی قشنگی بود
الهی همیشه شاد باشین


مرصی عزیزم.
سانی
15 شهریور 90 10:07
تولد دخمل خوچل آوا جون مبارک

خاله سانی و بیبی درگیر اسباب کشی بودند نتونستن زودتر بیان تولد

مرده این خنده هاتم خاله جون

به مامانت هم بگو که بهترین مامان دنیاست و اینقدر خودشو واسه هر اتفاقی که میفته سرزنش نکنه

دوتاییمون دوتییتونو میبوسیم

سلام خاله جونی. ممنونم. نی نی تونو ببوسین.
zari
16 شهریور 90 18:42
atefe jan salam
on nazaret rajebe khab e bacheha eshtbahi pak shod
sharmande,


ESHKALI NADARE AZIZAM
zari
16 شهریور 90 18:44
man savina ro pishe khodam mikhabonam. nemidonam kare dorosti mikonam ya na?
akhe shire khodamo mikhore be ghole shoma sakhte